نویسنده: ثنا نیکپی (یار)

پنج کشور جهان فعال ترین شکل دهنده رویداد های روزمره ای جهانی هستند و موقف مهم و دوامدار چین و اروپا نیز در روند نظم جهانی جای برجسته ای دارد.

کشور های امریکا، اسرائیل، روسیه، ایران و اوکراین بر امواج توفان های شدیدترین بحران های امنیتی، دفاعی و سیاسی سوار شده اند.

چین مانند کشور های نامبرده درگیر فعال نیست اما مهمترین جای را در سیاست جهانی دارد.

کشور های اروپایی نیز در گیر جنگ گرم نیستند، اما فعال ترین نقش را در درگیری های جهانی ایفا می کنند که حمایت و همکاری بی دریغ آنها از اوکراین، موضع گیری های اروپا در سیاست جهانی را ثابت می کند.

برای شرح بهتر موضوع، لازم است که این کشور ها را بشناسیم، علت ها و انگیزه های که آنها را به فعال ترین بازی گران منفی یا مثبت سیاست جهانی تبدیل کرده است، بیان کنیم.

امریکا

        امریکا به بحران عمیق سیاسی، اقتصادی، تمدنی و اخلاقی دست و پنجه نرم می کند. بحران داخلی این کشور عمیق گردیده، تضاد و نفاق میان مرکز و محلات، میان سفید و سیاه، تضاد های طبقاتی میان راستگرایان افراطی که قسمت اعظم سرمایه کشور و جهان را قبضه کرده و در تلاش افزایش بیشتر آن هستند از یکسو  و طبقه های متوسط و فقیر که هر روز فقیر تر می شوند از سوی دیگر، تشدید شده است.

همچنان، تضاد عمیق سیاسی میان احزاب سیاسی، بویژه حزب دموکرات و جمهوریخواه و شکاف میان منافع سرمایه داران بزرگ روز به روز آشتی ناپذیر تر می شود.

بحران اقتصادی امریکا که بدهکاری آن به 36 تریلیون دالر رسیده، امریکا را به مقروض ترین کشور دنیا تبدیل کرده است. امریکا مجبور است که سود این مبالغ سرسام آور را بپردازد که کار آسان نیست.

حفظ هژمونی جهانی برای امریکا نیز کار آسان نیست، هم هزینه می خواهد و هم مفکوره. امریکا که برای اجرای این هدف خلع مفکوره شده است، به جنگ و سرکوب کشور و ملت های جهان دست می زند، سیاست تغییر رژیم، تغییر جغرافیا و معماری های قومی را در کشور های مورد نظر پیش می برد که برای ادامه این سیاست ها به منابع مالی نیاز دارد.

ترامپ و گروه کاری اش تلاش می کنند که حل مشکل را گاه در نابودی غزه، زمانی در تغییرات خاور میانه یا ساختن خاور میانه “جدید” و گاهی هم در معادن اوکراین و نفت ایران جستجو کنند که با مقاومت حکومت ها و مردمان این مناطق روبرو هستند. این وضعیت حال ترامپ و کشورش را آشفته ساخته است.

امریکا به شیر پیری تبدیل شده است که قربانیان صیدش قوی تر از خودش می باشند.

این شیر پیر به هر سو حمله می کند، دندان می ساید، زخم می زند و زخمی می شود، اما طعمه ای بدست نمی آورد.

این سرشت امپریالیستی امریکا است که جهان را به خون آلوده کرده است.

روسیه

روسیه کشوری که خود را توسط سیاست مداخله گرانه روزافزون کشور های پیمان ناتو در محاصره می بیند، برای حفظ امنیت و موجودیت خود دست به اقدامات نظامی می زند که جنگ اوکراین در نتیجه این نیازمندی روسیه و مداخله کشور های غربی پدید آمده است. روسیه در ظاهر با اوکراین و در حقیقت با با امریکا و اروپا در جنگ قرار دارد.

به باور من جنگ اوکراین دسیسه ی کشور های غربی است که از کودتای 2014م که حکومت قانونی ویکتور یانیکویچ را سرنگون کردند، علنی شد و تا امروز ادامه دارد. کشور های غربی روسیه را گام به گام به این جنگ مجبور ساخته اند. زلنسکی “رئیس جمهور” اوکراین متعلق به مافیای جهانی است، او به ملت اوکراین متعهد و وفادار نیست.  روسیه میراث دار اتحاد شوروی، ابرقرت دارای بزرگترین ذخیره سلاح اتمی است. اتحاد شوروی توسط رؤسای جمهور وابسته به غرب میخایل گرباچف و بوریس یلتسن تجزیه شد. کشور های غربی به تجزیه اتحاد شوروی به شانزده کشور بسنده نشدند، برای گسترش نامناسب و یک جانبه ی پیمان نظامی ناتو در جمهوری های شوروی سابق از عجله، تکبر و بی باکی کار گرفتند. این اقدامات خودخوهانه آنها احساس ملی مردم روسیه را تحریک کرد که در نتیجه احزاب ناسیونالیسی نیرومند در این کشور تاسیس شدند. جامعه ناراض روسیه ی تجزیه شده و احزاب سیاسی ناسیونالیستی رهبری مانند ولادیمیر پوتین را بالا کشیدند. پوتین  با کشور های غربی به ویژه با امریکا میانه ی خوب داشت، او سال ها وقت ضرورت داشت که کشورش را آماده سازد، تا افتخارات پامال شده ی کشورش را احیا کند. کشورهای غربی از تجزیه شوروی مغرور بودند، تحولات روزافزون روسیه را دیده نمی توانستند و به آن اهمیتی نمی دادند و به گسترش بدون ملاحظه پیمان ناتو در کشور های که سابق عضو پیمان نظامی وارسا  بودند، بی باکانه ادامه می دادند و به درخواست مسالمت آمیز روسیه و شخص پوتین توجه نه کردند. این امر جامعه روسیه را که آتش ناسیونالیسزم روسی در آن مشتعل بود، بیشتر یک پارچه ساخت. به تدریج روسیه بعد از تحمل توسعه ناتو در اروپای شرقی، سه کشور بالتیک (لاتوی، استونی و لیوانیا) که جمهوریت های هم مرز روسیه هستند، در مسأله اوکراین که می خواست به عضویت ناتو شامل شود، حوصله اش به سر آمد. همچنان کودتای 2014م در اوکراین که توسط کشور های اروپایی تحقق یافت، غربی ها پاهای خود را بالای زخم پای روسیه گذاشتند و با جذب کشور های عضو سابق اتحاد شوروی در ناتو، آنها بر زخم روسیه نمک می پاشیدند.  روسیه جز استفاده از نیروی نظامی در مسأله اوکراین راه دیگری نداشت. جنگ روسیه و اوکراین آغاز شد. بعد از آغاز جنگ روسیه موافق بود که این جنگ از راه صلح حل شود، اما چندین بار با پیمان شکنی یک جانبه کشور های غربی مواجه شد. حالا روسیه در پیروزی جنگ با اوکراین بسنده نیست، در صدد تغییر نظم جهانی است. نظمی که هژمونی امریکا و کشور های غربی را به شکل غیر عادلانه بر کشور های جهان به ویژه آسیا، افریقا و امریکای لاتین  تحمل می کند. نظم جهانی کنونی، جنگ، تروریسم، نسل کشی، تغییر رژیم، معماری های قومی را در جهان راه اندازی و عملی می کند.  امریکا فعال ترین اجرا کننده این روند است که مثال های انکار ناپذیر آن در افغانستان، لیبی، سوریه، عراق، فلسطین و غیره هویدا است و حالا نوبت ایران رسیده است.

ایران

ایران کشوری است که پاسداری تمدن بزرگ را به دوش دارد، تمدن فارسی که در معرض مستقیم جنگ تمدن ها قرار دارد. قبل از سلطه جهانی زبان انگلیسی، فارسی از نیم قاره هند تا ماورأالنهر و قفقاز و آسیای میانه زبان بین المللی بود. انگلیس ها برای جهانی ساختن زبان شان فارسی را رقیب تمدنی خود می دانستند. آنها با مهارت فارسی را از هند برچیدند و به تدریج زبان فارسی در سه کشور ایران، افغانستان و تاجکستان محدود شد و جای آن را زبان های نو و انگلیسی گرفتند.

جنگ میان ایران و غرب، جنگ تمدن ها نیز است. هدف اساسی تهاجم امریکا و اسرائیل بر ایران دو چیز مهم را در بر دارد، نابودی یک تمدن و بدست گرفتن ذخایر نفت.  کشور های غربی برای دستیابی به این دو هدف، 78 سال پیش کشوری را به نام اسرائیل ایجاد کردند و کشور های عربی را با به کار گرفتن شیوه های مختلف دنباله اسرائیل ساختند. مصر، سوریه و عراق که گاهی با این پالیسی غرب مخالف بوده اند، با تغییر رژیم  مواجه شده اند.

ایران که دنباله رویی را نمی پذیرد، از میان برداشتن آن را با استفاده از زور رویدست گرفته اند.  ایران صرف نظر از هر رژیمی که در آن حاکم باشد، کشوری نیست که رسالت تمدنی اش را فرموش کند.  بلی رژیم دینی در ایران برای مردمی مانند ایرانی ها مناسب نیست، اما این رژیم را کشور های غربی بر ایران تحمیل کرده اند. برخورد غربی ها با ایران بی حد زشت است. این موضوع در مورد روسیه هم صدق می کند که در بالا تشریح شد. اگر خطر بزرگ وجودی متوجه ایران نبود، بدون شک ایران بسوی دموکراسی حرکت می کرد.

کشورهای غربی برای جلوگیری از رژیم سیکولار در ایران چند بار در تغییر رژیم ایران نقش داشتند. کودتای سرنگونی رژیم داکتر مصدق در سال 1953 با همکاری و برنامه ریزی نهاد های استخباراتی امریکا و انگلیس انجام شد. همچنان برای جلوگیری از به قدرت رسیدن حزب توده ایران، آیت الله خمینی به کمک کشور های غربی در 1979 از پاریس وارد ایران شد و انقلاب اسلامی را برپا کرد.

رهبران کشور های غربی که با رژیم های سیکولار اختلاف آیدیولوژیک دارند، در هر کشوری از بنیادگرای دینی و سیستم های کلیریکال دینی حمایت می کنند. در ایران هم به این باور بودند که رژیم دینی مانند رژیم های کشور های عرب به آنها وابسته خواند ماند.

جنگ با ایران جنگ تحمیلی است که پیشینه تاریخی و تمدنی دارد. در جنگ جاری امریکا و اسرائیل با ایران، امریکا برنامه تغییر رژیم در ایران و تغییر جغرافیا در منطقه را در نظر دارد.

ناکامی ایران در این جنگ، صدمه بزرگ به تمدن فارسی، تقویت اسرائیل و نظم موجود جهانی وارد خواهد کرد، نظمی که بر پایه های تروریزم، تجاوز، نسل کشی و جنگ های تمدنی استوار است. با پیروزی اسرائیل نسل کشی در افغانستان تقویت می گردد و حکومت دینی تک قومی حمایت بیشتر بدست خواهد آورد.

اوکراین

اوکراین کشوری که تا سال 1991م جز قلمرو شوروی بود، هفت دهه زندگی مشترک در چوکات دولت سوسیالیستی و قرن ها مشترکات تاریخی، سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی  مثبت و منفی با روسیه داشته است که می توانست مشترکات مثبت این دو کشور با همکاری مثبت تبدیل شود و به شگوفایی برسد.  اما کشور های غربی تنها از مشترکات منفی اوکراین و روسیه استفاده کردند و اوکراین را درتقابل و دشمنی با روسیه سوق دادند. اروپا اوکراین را با دادن عضویت در اتحادیه اروپا و با وعده های باز کردنِ دروازه های اروپا به روی اوکراین، تلاش کردند گروه های تیزرو و ناسیونالیستان افراطی به نام “آزوف ها ” را تربیه و آماده کنند، تا با استفاده از تعصب و نفرت دو کشور همجوار و دارای مشترکات تاریخی و فرهنگی را به جان هم بیندازند. گروه های اداره کننده حکومت اوکراین بر سرنوشت ملت اوکراین علاقه مند نیستند، آنها رسالتی دارند که باید انجام بدهند.

زلنسکی اوکراینی یهودالاصلی که گفته بود از اوکراین اسرائیل دوم می سازد، یکی از بی حیا ترین جاسوس های اسرائیل و امریکا است که تعلقیت و شهروندی به اوکراین برایش ارزش ندارد. او فساد پیشه ی بزرگ جهانی است که ملیارد ها دالر را در بیرون از اوکراین ذخیره کرده است. زلنسکی حاضر است تا با زندگی آخرین اوکراینی بازی کند و بعد از شکست مصروف استفاده از سرمایه های هنگفت خود در خارج از اوکراین شود.

تقسیم و واگذاری خاک اوکراین یا سقوط آن حتمی شده است.  بهترین موقع برای اوکراین وقتی بود که روسیه با استقلال جمهوری های لوهانسک و دنتسک موافق بود که به جنگ خاتمه بدهد. اما اکنون برای این توافق زیاد ناوقت شده است.

حالا سرنوشت اوکراین به حیث یک کشور به چهار نوع پایان نزدیک می شود:

اول: واگذاری لوهانسک، دنتسک، زپروژیا، خیرسون، ماریوپل، به روسیه و پذیرش شرایط روسیه در مورد غیز نظامی شدن، امحای نازی ها (آزوف ها)، و سیاست بی طرفی اوکراین.

دوم: بر علاوه ی واگذاری های که در بالا ذکر شد، ولایت سُومی، دنیروپتروفسک و ادیسا نیز در آن ها افزوده خواهد شد.

سوم: در صورت پیشرفت بیشتر نیروهای نظامی روسیه در خاک اوکراین، خارکیف و شهرک های دیگرهم بر واگذاری های سرزمینی افزوده خواهد شد.

چهارم: سقوط کامل اوکراین به حیث یک کشور.

اسرائیل

کشور اسرائیل شکل ظاهری یهود جهانی است. سیستم پیچیده یهود جهانی، اقتصاد امریکا و تا حدی اقتصاد کشور های اروپایی را در کنترول خود دارند.

سیاست گذاری در امریکا توسط این سیستم هدایت می شود. در اکثر موارد سیاست خارجی امریکا توسط سیستم جهانی یهودی که تمرکز بیشتر آن در امریکا است، پیش برده می شود، بسیاری از وزرای خارجه امریکا، یهودالاصل بوده اند. انتخابات در امریکا نیز بر معیار های سیستم پولی و الیگارشی مالی مدل بندی شده که سیستم های مالی بر آن نقش مؤثر دارند.

کشور اسرائیل در سال 1948 در سرزمین فلسطین تاسیس شد و توسعه طلبی درازمدت  در سرزمین های فلسطسن، سوریه، عراق، ایران، مصر و ترکیه را در سر دارد. این برنامه درازمدت با حمایت مستقیم یهود جهانی در ایالات متحده امریکا و اروپا همراهی می شود. کشور اسرائیل در حقیقت یک ذخیره سلاح های مدرن برای ادامه جنگ در خاور میانه است.

نظم جهانی کنونی نیز بیشتر توسط الیگلرشی های مالی امریکا، انگستان و اسرائیل اداره می شود. گرچه دیده می شود که کشور های اروپایی دنباله رو این نظم جهانی هستند که این امر کار الیگارشی مالی را برای اجرای برنامه های جهانی آسان تر می سازد.

اسرائیل برای توسعه طلبی در خاور میانه، ایران را مانع برنامه های خود میداند.

مسأله هسته ای ایران از آن سبب برای اسرائیل مهم است که در صورت دست یابی ایران به آن، اسرائیل نمی تواند مالک خاور میانه شود.

کنترول بر  ساحه های مهم زندگی بشر توسط نظم جهانیی که اسرائیل در آن نقش مهم دارد، کشور های جهان را در انزوا قرار داده است. ساحات مهم زندگی که در انحصار قرار دارد و روز به روز حلقه انحصار تنگ تر می شود، قرار ذیل است:

اول: اقتصاد جهانی در موجودیت سلطه دالر بر آن

دوم: رسانه های کشور های اروپایی، امریکا، کانادا که می توانند رسانه های همه کشور های جهان را زیر تأثیر قرار بدهند.

سوم: کنترول بر گروه های دینی افراطی اسلامی و ایجاد گروه های تروریستی مانند القاعده، داعش، طالب، تحریر و غیره

چهارم: کنترول نهاد های گویا بین المللی مانند ملل متحد، قضای بین المللی، دیوان جزای بین المللی، آژانس اتومی، بانک جهانی پول، جایزه نوبل عفو بین الملل و غیره.

پنجم: موجودیت استخبارات نیرومند و پر هزینه که اتحاد و همکاری مشترک مستحکم دارند .

سیستم جهانی یهودی نقش مهم را یکجا با انگلیس و امریکا بازی می کند که کشور اسرائیل شکل ظاهری آن است.

اروپا

طوری که گفته شد، کشور های اروپایی به ویژه آلمان، فرانسه و انگلستان دنباله رو امریکا از راه ناتو و نظم جهانی هستند.

کشور های اروپایی با کشور های گرداننده های فعال نظم جهانی مخالفت جدی ندارند، اما در مسایل مربوط به رقابت با کشور های نو ظهور در سیاست جهانی با هم متحد هستند. کشور های اروپایی بدون رعایت نزاکت های دپلوماتیک و احترم به حقوق بین الدول و نهاد های بین المللی در مقابله با کشور های رقیب، افراطی عمل می کنند و هر روز افراطی تر می شوند.

چین

رسانه ها و نهاد های مالی جهانی، چین را دومین کشور اقتصادی جهان میدانند. اگر کشور های غربی با زور و جنگ و ترور بر جهان سروری می کنند، چین با رشد روز افزون اقتصاد وارد میدان اقتصاد و سیاست جهانی می شود.

چین به جای استعمال زور، جنگ و ترور از دپلوماسی و رشد اقتصادی کار می گیرد. اقتصاد چین در همه کشور های جهان از جمله در امریکا پهن شده است.

چین از سیاست تغییر رژیم، پرورش تروریست ها و تجاوز بر کشور های دیگر خود داری می کند. رفتار افراطی و ماجراجویی با منافع ملی چین سازگار نیست، زیرا اقتصاد چین در هرگوشه دنیا فعال است، در صورت جنگ و تقابل روند آن مختل می شود. همین علت است که چین در مقابل دسایس کشور های غربی از مدارا کار می گیرد.

سیاست جهانی چین آن قدر بجا و با مورد است که کمتر ضرر می بیند و بیشتر رشد می کند. چین اقتصاد جهان را با خاموشیِ عاقلانه تسخیر می کند.

چین در مسایل اقتصادی و سیاست، معیار ها و اصول قوی و دوامدار اخلاقی دارد که اعتبار جهانی آن را بالا برده است. برعکس امریکا خود را به منفور ترین کشور دنیا تبدیل کرده است.

رابطه میان چین، روسیه و ایران

روابط چین، روسیه و ایران تصادفی و آنی نیست، علت ها و انگیزه های عمیق دارد. نظم موجود جهانی که در اختیار امریکا، اسرائیل و کشور های اروپایی قرار دارد، محرومیت ها و خطرات زیادی را برای کشور ها و ملت های دیگر ایجاد کرده است. از آن جای که گردانندگان نظم جهانی نمی خواهند این بزنس سودآور را از دست بدهند، به سرکوب و نابودی کشور هایی می پردازند که اقتصاد آنها رو به رشد است. همچنان گردانندگان نظم جهانی، همواره در صدد تصاحب غیر قانونی ذخایر معدنی کشور های دیگر با استفاده از زور هستند، آنها محرومیت ها و خطراتی را که در جهان بوجود آورده اند در بخش امنیتی و نظامی، سیاست جهانی، برخورد های تمدنی، تجاوزات آشکار، انحصار مهمترین بخش های زندگی بشر و غیره تبارز کرده است.

کشور های قربانی سیاست زور و غارت گری مجبور هستند که از منافع شان دفاع کنند. سیاست قانون جنگل را که امریکا در جهان بوجود آورده، بالای اکثر کشور های جهان بی رحمانه در حال تطبیق است. اما کشور های که توانسته  اند با قلدری جهانی مقاومت کنند، باهم منافع مشترک وجودی دارند.

روابط چین، روسیه، ایران و سایر کشور ها بر اساس همین منافع مشترک شکل گرفته است.

جنبش جهانی مقاومت، با زورگویی جهانی دستاورد ها و چالش هایی هم دارد.

بزرگترین دستاورد های این جنبش ایجاد ساختار های اقتصادی و سیاسی جهانی است و ساختار های نظامی آنها در حال شکل گیری می باشند.

برجسته ترین تبارز مقاومت در مقابل نظم جهانی کنونی تاسیس بریکس است. بریکس (BRICS) ائتلافی از قدرت‌های اقتصادی نوظهور که برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای، مصر، اتیوپی، امارات متحده عربی، و ایران شامل آن است.

ائتلاف جهانی بریکس به عنوان جایگزینی برای سیستم های اقتصاد غربی و با هدف همکاری‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی تشکیل شده است.

روابط و همکاری های نظامی میان کشور های چین، روسیه، ایران و کوریای شمالی تا حال به حیث ساختار رسمی جهانی مانند ناتو تبارز نکرده است، اما این روابط و همکاری به شکلی از اشکال میان دو کشور و گاهی هم درهمآهنگی بیشتر از دو کشور دیده می شود.

بریکس توانسته است، سلطه جهانی دالر را زیر سوال ببرد و بدیل های را در سطح منطقوی در مقابل آن ایجاد کند.

دستاورد های گرداننده های روند ایجاد نظم جدید جهانی در بخش سیاست جهانی اینست که کشور های روسیه و چین که اعضای دایمی شورای امنیت ملل متحد هستند، موقف و موضع گیری های شان را در شورای امنیت مشخص تر و فعال تر کرده اند و بی باکانه از حق ویتوی شان به نفع ایران و کشور های هم پیمان شان استفاده می کنند که در گذشته این جسارت را نداشتند.

در بخش نظامی هم چهار کشور روسیه، چین، کوریای شمالی و ایران روز به روز با هم نزدیک می شوند. هرگاه فشار، بی اعتمادی و بی ثباتیی که دونالد ترامپ در سیاست جهانی وارد کرده ادامه یابد، بستن پیمان های نظامی میان این کشور ها ناگزیر خواهد بود.

یادداشت

این نبیشته برداشت شخصی من از رویداد های جهانی است که منبع و مأخذ ندارد. اما شماری از مقالات خود را که در دهه های پیشین چاپ شده اند، در این جا لینک می کنم. زیرا  آنها با این مقاله رابطه نزدیک دارند:

  1. شیوه های اداره ی “دولت جهانی” در افغانستان(بخش اول و دوم)

https://www.kabulpress.org/article40380.html

https://www.kabulpress.org/article4875.html

2.   جلوگیری از روند دولت سازی، تلاش برای استقرار دسپتیزم دینی در افغانستان و مقاومت ملی و بین المللی در مقابله با آن (بخش اول و دوم)

https://www.kabulpress.org/article239833.html

3.   ترایبالیزم و حاکمیت قبیله

https://www.kabulpress.org/article2476.html

4.   در اکراين چه می گذرد؟

https://www.kabulpress.org/article197615.html

5.   اسلامیزه ساختن سیاست در ترکیه یک راه طولانی بوده است

https://www.kabulpress.org/article186705.html

6.   وحدت ملی تنها درغیر متمرکز سازی نظام سیاسی و تقسیم قدرت میسر است و بس

https://www.kabulpress.org/article133194.html

7.   مروری بر مهمترین نکات حیات سیاسی افغانستان

https://www.kabulpress.org/article81019.html

 

8.   دموکراسی ابزاری در افغانستان

از تشکيل اداره موقت در بن 2001 م تا اخير دور اول رياست جمهوری حامد کرزي 2008م

https://www.kabulpress.org/article240035.html

9.   دورنمای انقلاب مصر و تاثیرات آن در جهان

https://www.kabulpress.org/article54477.html

10.                     جهان در جام جهانبین قضیه سوریه

https://www.kabulpress.org/article118892.html

11.                     تفسیر و تحلیل حقوقی و سیاسی از متن توافقنامه سیاسی میان داکتر اشرف غنی و داکتر عبدالله عبدالله

https://www.kabulpress.org/article240791.html

در واکنش به سخنرانی مخفیانه امانول مکرون رئیس جمهور فرانسه در حلقات خاص سیاسی کشورش که در مطبوعات 12. درز کرده است.

https://www.facebook.com/profile.php?id=100057679290995&comment_id=Y29tbWVudDo0NjM3MTkzNzg5Njg1NTA5XzQ2NDAyODg1MzI3MDkzNjg%3D&locale=hi_IN#

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version